نوشتههای اساسی شریعتی M&M
نوشتههای اساسی شریعتی
چند روز پیش با گروهی از همکاران بر سر این بیت حافظ که میگوید:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
گفتوگو میکردیم. آنها به تفسیر ظاهری و روشن این بیت برای نقد مذهبیون اشاره کردند. من عرض کردم حالا به جای واعظان، معلّمان، مهندسان، کاسبان و یا پزشکان بگذارید مگر فرق میکند؟ همهی آنهایی که در محیط کار و فضای عمومی جامعه کاری انجام میدهند، چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند. در مقابل آنان استدلال میکردند که واعظان چون کار مذهبی میکنند و به نام دین و مقدسات سخن میگویند و حکومت میرانند؛ با دیگر اقشار و صنوف متفاوت هستند. نوعی قدسیت برای خود قائلاند. در مقام پاسخ گفتم: مگر ما نمیگوییم کاسب حبیبالله است. مگر معلّمی را شغل انبیا نمیدانیم. مگر خدمت پزشکان و مهندسان را الهی نمیشماریم. این کارکرد، خصلت آدمیان است و به صنفی خاص تعلق ندارد. یکی از دوستان این تعمیمپذیری را پذیرفت.
اخیراً داشتم کتاب «نوشتههای اساسی شریعتی» اثر دکتر بیژن عبدالکریمی را میخواندم. به این فقرات از کتاب «خودسازی انقلابی» رسیدم " مگر این تنها مذهب بوده است که در خدمت قدرتهای جابر و طبقات حاکم بوده است؟ شعر، هنر، ادبیات، فلسفه، اخلاق و حتی علم و صنعت مگر در انحصار چه طبقاتی بودهاند و به چه اربابهایی خدمت میکردهاند؟ نقش اجتماعی و جهتگیری تاریخی یک امر مسئلهای است و خاستگاه آن و حقیقت جوهری آن مسئلهای دیگر.
اگر کسی نداند که حتی ثمرهی شهادتها و انقلابهای راه عدالت و آزادی و حقپرستی در تاریخ دستمایههای گرانبهایی برای ظلم و استبداد و دروغ شده است از تاریخ هیچ نمیداند...
بدین گونه است که مذهب، نقشی متضاد را در سرگذشت انسان داشته است از سویی نقشی ضد تکاملی در دست قدرتهای ضد انسانی که بر همه چیز مسلّط بودهاند و از سویی دیگر نقشی تکاملی که روح را در ورای حکومت این قدرتها، با پرستش معبودی به نام مظهر جمال و جلال و طهارت و قدوسیت و بینایی و اراده و علم و خلاقیت و ابدیت وجود و مهر و زیبایی و عشق و حق و عدل... و به سوی مطلق، کمال و علو میکشانده است.(ص 107)
از مجموع گفتوگو با دوستان و نوشتهی شریعتی به این نتیجه رسیدم که نمیتوان افراد را به جرم مذهبی بودن همواره مورد سرزنش قرار داد و برخی امور را فقط به آنان نسبت داد. هر چند توقع میرود مذهبیون کمتر به امور ناپخته دست بزنند.