دریای ایمان

مولوی در وصف مؤمن می‌گوید:

مؤمن آن باشد که اندر جزر و مد کافر از ایمان او حسرت خورد

جزر و مد، تداعی تلاطم زندگی در حوزه‌ی عمل است و کافر با مشاهده‌ی این کشمکش حسرتی بر دلش می نشیند. دان کیوپیت در کتابی به نام «دریای ایمان» می‌نویسد: اگر کتاب حاضر را با معانی ثابت و پیش‌ساخته‌ی دینی در ذهن خود بخوانید و برای ایمان و بی‌ایمانی مرز مشخص قائل بشوید، فقط پس رفتن آب را در جزر و مد دریا خواهید دید اما آن‌هایی که حاضرند پیش‌پندارهای خود را کنار بنهند و همانند سقراط معصوم و پاک دل بشوند، باز آمدن آب را مشاهده خواهند کرد.(ص 26)

نویسنده با تأسی از ویتگنشتاین تکیه‌اش بر ایمان‌ورزی است و دین را فضیلتی ارادی و بشری می‌داند که بیشتر عملی است تا نظری. وی اعتقادات دینی را وصف امر واقع نمی‌داند بلکه آن را به عنوان باورهای اخلاقی و رهنمود زندگی معرفی می‌کند که با فرهنگ و تاریخ اقوام پیوندی ناگسستنی دارد و قابل بازسازی است. وظیفه‌ی اصلی دین برملا کردن آن لحظه‌ی تصمیم آغازین است لحظه‌ای که همه چیز ازهیچ آفریده می‌شود و این همه را ما باید انجام بدهیم.(ص 29)

دان کیوپیت پس از سال‌ها تجربه و تحقیق به این نتیجه می‌رسد که اعمال مذهبی مثلاً نماز خواندن را باید به خاطر خود عمل نه به خاطر نوع پاداش آتی انجام داد. چون انجام آن به خودی خود مطلوب است.(ص 49) و من هم سال‌هاست با همین باور به عبادات می‌پردازم. شاید در اوائل همه چیز رنگ تقلید به خود می‌گیرد اما پس از گذشت ایامی باید فرد به یک نتیجه‌ی مطلوب برسد و آن این که اعمال عبادی فی ذاته ارزشمندند و از این رو خداوند به آن‌ها فرمان داده است.