شادای شُبیر(عاشقان حسین)

محرّم در حیدرآباد(1)

دیوید پینالت، استاد مطالعات عربی و اسلامی از گروه مطالعات شرق دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا در کتاب «اسب کربلا» با ترجمه ی طاها ربانی، با عنوان فرعی زیستِ مذهبی مسلمانان در هند، تحقیقات میدانی خود را از سال 1989 تا 1999 در ده فصل گزارش می کند. در آستانه ی ماه محرّم، مشتاقانه به خواندن کتاب مذکور دل سپردم و پاره ای از ملاحظات خود را یادداشت کردم.

نویسنده هر چند اطلاعات دقیقی از تاریخ تشیع به دست نمی دهد اما در انعکاس و پیامدهای مناسک محرّم در مناطقی از هند به خوبی عمل کرده است. وی آثار پیشینیان اعم از سفرنامه ها، مقالات و اشعار را مورد بررسی قرار داده و به استناد آن مکتوبات، در پی راستی آزمایی تحقیقات و مشاهدات خود است.

در فصل آغازین به مناسک محرّم در حیدرآباد هند می پردازد و می گوید: در طی این مدت هر چه در باره ی شهر حیدرآباد پیدا می کردم می خواندم. فهمیدم که این شهر چندین قرن پایتخت سلسله ای شیعی بوده که از مراسم سالانه ی محرّم و بزرگداشت شهدای کربلا حمایت دولتی می کرده است. آن طور که خواندم، حتی امروزه نیز حیدرآباد یکی از بهترین مکان ها در شبه قاره برای مشاهده ی شعائر شیعی است.(ص 45)

آنگاه به نقل از مقاله ی «محرّم در حیدرآباد» که توسط کشیش دی. تی. لیندل، آموزگار و مسیونر ساکن حیدرآباد در نشریه ی البشیر، بولتن مؤسسه ی مسیحی مطالعات اسلامی چاپ شده است، می نویسد: در ایام محرّم گروه هایی حرفه ای از جوانان به صورت ریتمیک سینه زنی می کنند. گاهی به خودشان زخم می زنند، طوری که غرق در خون می شوند. حُزن عمیق این اتفاقات برای هر کسی که شاهدش باشد، تجربه ای تکان دهنده است.(ص 45)

در فصل دوم نیم نگاهی به سنّت شیعی دارد و می گوید: به حسب تخمین یازده درصد جمعیت هند را مسلمانان تشکیل می دهند و شیعیان حدود ده درصد از جامعه ی مسلمان هستند.(ص 64) اما هندوها مرتّب به مراسم بزرگداشت امام حسین در محرم کشیده می شوند و او را طوری تکریم می کنند که گویی یک «خدای مرگ» هندی است و در مقابل در مراسم شیعی شهرهایی مثل حیدرآباد از آیین ها و پیکرنگاری هایی استفاده می شود که نشان دهنده ی تأثیر سُنّت های بومی منطقه ی جنوب آسیا است.(ص 65)

مؤلفان شیعه ی هند در نوشته های سال های اخیرشان ادعا کرده اند که پیوند تشیع با هند به اندازه ی خود نبرد کربلا قدمت دارد. این مؤلفان روایت هایی بدین مضمون نقل می کنند که امام حسین از تمایلش به پناه بردن به هند گفته است که همسرش شهربانو سببا با پادشاه هندی، چاندرا گوپتا، نسبت داشته، که گروهی از سلحشوران هندی معروف به «برهمن های موهیال» به عراق رفتند و مختار ثقفی را در گرفتن انتقام شکست حسین یاری دادند و این که در قرن هفتم و هشتم میلادی هند پناهگاهی برای شیعیانی بوده که تحت تعقیب خلیفه ی دمشق و بغداد بوده اند.(ص 66)

دقیقا همین رویکردها در فرهنگ و زبان ایرانی انعکاس یافته است و اگر با واقعیت تاریخی تطابق نداشته باشد، حداقل اظهار آرزویی است که در برانگیختن احساسات مذهبی و دل سپاری های دینی مؤثر بوده است. و اِشعاری به جمله ی یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیمای قرآنی و یا زیارتی دارد.

نکته ی اساسی دیگر این که مناسک محرّم نوعی هویت بخشی به شیعیان در طول تاریخ بوده است. چنان که یورتسوی در تحلیل زد و خوردهای سنی ها و شیعیان در دهه ی 1970 می گوید: آشوب های فرقه ای لاکنو به اجتماع شیعیان فرصتی داد تا بر هویت جمعی خود تأکید کنند. شیعیان به عنوان طبقه ای مجزا از مسلمانان به ندرت در جامعه و تاریخ هند ظهور داشته اند... تشیع نشانگر بخش عمدتا پنهانی از اسلام هندی است.(ص 74)