شادای شُبیر(عاشقان حسین)6
شادای شُبیر(عاشقان حسین)
بازتفسیر آموزه ی شفاعت(6)
پینالت دریافته که هدف نهایی عزاداری در پدیده ای به نام شفاعت قابل تحلیل است. از این رو در فصل هشتم ابتدا به مفهوم شفاعت در ادبیات مذهبی و کتب دوران پیشامدرن اشاره می کند و می گوید: در الهیات شیعی، میان این مفهوم قرآنی که فرد به لحاظ اخلاقی مسئول است و این که امامان قدرت شفاعت دارند، از طریق تفسیری باطنی از حوادث پیرامون نبرد کربلا و شهادت امام حسین آشتی برقرار می شود. در تفسیر که سنت اثنی عشری یا دوازده امامی عرضه می کند، امامان قابلیت شفاعت را به واسطه ی شهادت حسین در کربلا کسب کرده اند و هر مؤمنی از هر سن و سالی که باشد می تواند با مشارکت غیرمستقیم در تراژدی کربلا از شفاعت امامان برخوردار شود.(ص 278)
در میان کتاب های شیعی عصر صفوی نوشته های مجلسی در باره ی کربلا این ویژگی را دارند که در آنها بر مقدّر بودن قربانی شدن حسین تأکید می شود. مجلسی، در حمایت از نگاه خود به کربلا، آیات قرآن را تأویل می کند.(ص 282) او در کتاب «بحارالانوار» اشاره ی نسبتا مختصر قرآن به نوح و سیل را بسط می دهد تا میان آن و کربلا پیوندی برقرار سازد.(ص 283)
بادشاه حسین از نویسندگان معاصر با تحلیل سنتی زبان شناختی از واژه ی شفاعت شروع می کند اما بعد پیش تر می رود و از این عقیده ارزیابی تازه ای ارائه می دهد. وی به استناد آیه 255 سوره ی بقره می گوید: شفاعت به کلی مسئله ی پیوند روان ها به وسیله ی ریسمان عشق است. این معنا به خوبی در واژه ی شفاعت(به هم پیوستن) بیان می شود. با این حال، باید این را نیز گفت که در میان تمام خودفریبی ها این عشق است که همه گیرتر است... هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که واقعا آدمی را دوست می دارد مگر آن که در قلب خود شوقی بی پایان برای انجام عملی از سر وظیفه و به هر قیمت ممکن به خاطر او بیابد. پس هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که عاشق پیامبر و امامان است مگر آن که عمیقا محزون شود از انجام کاری که خود می داند آنان را محزون می کند.(ص 289)
بادشاه حسین در توجیه حدیثی به این مضمون که وقتی حسین در کربلا بر زمین افتاده بود صدایی آسمانی شنید که می گفت: یا حسین! بیارام که به خاطر تو، از میان گنهکاران، آن قدر از عاشقانِ تو می بخشم که راضی شوی. می نویسد: سؤالی که ممکن است در اینجا پیش بیاید این است که آیا بخشایش تعهد شده جوازی است برای دوستان امامان تا هر گناهی که خواستند انجام دهند. اگر این چنین باشد، تهدید به مجازات بدکاری ها که در بسیاری از آیات قرآن کریم آمده است، پوچ و تهی می شود.(ص 290)
از گفته های بسیاری از عزاداران محرمی که با آنها مصاحبه کرده بودم؛ همه می پذیرفتند که میان شفاعت و ماتم پیوندی برقرار است؛ اما اصرار می کردند که شایستگی فرد برای شفاعت شدن خلوصی به دست می آید که او در نیتش هنگام اجرای این عمل دارد.(ص 294) نویسنده در نهایت نتیجه می گیرد که عشق به اهل بیت پیامبر را می توان در همین عزاداری های به ظاهر غیرمنطقی جستجو کرد. وی می نویسد: در جوامع شیعی، در سطح مردم عادی، این گرایش وجود دارد که افراد خود را آن گروه از مسلمانانی تعریف کنند که عشقشان به خاندان پیامبر و ائمه ی پس از او از دیگر مسلمانان فراتر است. دست زدن به رفتارهای شدید و آشکارا غیرمنطقی، آسیب زدن به جسم خود با کارهایی مثل قمه زنی و زنجیرزنی، برای نشان دادن این است که فرد لیاقت قرار گرفتن در رده ی محبین اهل بیت را دارد. یعنی قرار گرفتن در رده ی مسلمانانی که شایستگی بهشت را با سوگواری به دست می آورند. ریاضت کشی محرمی مستلزم این است که برای تماشاچیان داخل جمع شیعه جنبه ای اثبات گر هم داشته باشد؛ بی توجه بودن به سلامت خود این ادعای فرد را که عشقی بی ریا و برآمده از خودگذشتگی به خاندان پیامبر دارد تأیید می کند.(ص 305)