گوهر يكدانه هستى

اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست

منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست

شب تار است و ره وادى ايمن در پيش

آتش طور كجا موعد ديدار كجاست...

هر سر موى مرا با تو هزاران كار است

ما كجائيم و ملامتگر بيكار كجاست

ساقى و مطرب و مى جمله مهياست ولى

عيش بى يار مهيا نشود يار كجاست(1)

نيمه شعبان مولود خجسته اى، زمين را با قدوم خويش متبرك ساخت. شرافت اين روز وامدار نام مبارك حضرت مهدى، حجة بن الحسن العسكرى(عج) است. عظمت نام انتظار و عزت اسم عدالت همواره با قائم آل محمد (ص) عجين است. در چنان روزى، خداوند بندگانش را از آتش جهنم آزاد مى كند.

در شب نيمه شعبان خداوند زمان هاى مرگ را ثبت و روزى هاى يك سال را تقسيم مى كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى شود نازل مى سازد.

شايد مراد روايات اين باشد كه تعيين زمان مرگ و تقسيم روزى به صورتى كه احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در نيمه شعبان صورت مى گيرد اما تعيين حتمى زمان مرگ و يا تقسيم روزي ها در شب قدر انجام مى شود.

به هر حال از روز تولد امام زمان(عج) تاكنون بشريت، با طى مراحلى از انتظار و اميد همچنان چشم به درگاه الهى دارد تا روزى روزنه اى ديدار دوست را تحقق سازد و جهان چهره مصداق عينى عدالت را نظاره گر شود.

عقيده ی ظهور مصلح غيبى و جهانى در كيش هاى آسمانى و اديان مختلف چون مذهب زرتشت، يهود و سه مذهب عمده مسيحيت، كاتوليك، پروتستان، ارتدوكس و در دين مقدس اسلام به مثابه يك اصل مسلم دينى پذيرفته شده و همگى به اتفاق بشارت ظهور مصلح غيبى و جهانى را داده اند.

اصل مسيانسيم كه در جامعه شناسى به عنوان يك بحث بسيار عميق و مهم مطرح است به معناى اصل اعتقاد جامعه بشرى به مسح يا موعود مى باشد از اين اصل در اومانيسم و انسان شناسى يك اصل به نام فوتوريسم (Futorism) استنباط شده كه به معناى اصالت آينده و آينده گرايى است و در برابر با آن اصل محافظه كارى و استاتونكو يعنى وضع موجود آنچنان كه هست و بينش كلاسيسم يعنى گذشته گرايى و ارتجاع و سنت گرايى قرار دارد. (2)

بنابراين اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجى غيبى در تمام مذاهب آسمانى و حتى غيرآسمانى(3) مطرح و به عنوان يك اصل پذيرفته شده است اما درباره مصداق و چهره ی حقيقى مصلح، نظرات گوناگون و گاه متضادى بيان شده است. در اين ميان هر چند اهل سنت از طريق روايات و كتب متعدد او را از اهل بيت پيامبر(ص) مى دانند ولى مشخصه هاى آنان ناقص و در هاله اى از ابهام است(4) حال آن كه در فرهنگ شيعى وى داراى چهره اى مشخص و معينى با خصوصيات ويژه است كه از طرق روايات بسيارى از پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) به دست ما رسيده است.(5)

على رغم همه مشخصه ها به علت طولانى شدن اين انتظار همواره سؤالاتى ذهن مسلمانان را به خود مشغول داشته و اميد و انتظار آنان را در توسان قرار داده است. با طرح برخى سؤالات، پاسخ اجمالى آنها را در مى يابيم.

1 - آيا امكان دارد انسان قرن ها زندگى كند؟

اصلى ترين و اولين سؤالاتى كه در ذهن هر فردى پيرامون وجود حضرت حجة بن الحسن(عج) خطور مى كند همين سؤال است. و ظاهرا در دوره ائمه اطهار(ع) هم اين سؤال مطرح بوده كه آنان به پاسخ آن مى پرداختند. از امام حسن عسكرى(ع) روايت شده است كه فرمود: پس از من، فرزندم قائم است و از مانند پيامبران عمرى دراز خواهد داشت و غايب خواهد شد. در غيبت طولانى او دلهايى تيره گردد و فقط كسانى در اعتقاد به او پاى بر جا خواهند ماند كه دل آنان به فروغ ايزدى درخشان باشد و روح خدايى به آنان امداد رساند.(6)

از امام محمد تقى(ع) نيز حديث كرده اند: براى قائم ما غيبتى هست كه مدت آن به درازا خواهد كشيد گويى شيعيان را با چشم خود مى بينم كه همانند گله بى صاحبى كه در دشت و صحرا پراكنده شده به دنبال چراگاه بگردند در غيبت او به جستجوى او مى پردازند و او را نمى يابند آگاه باشيد كه هر كس بر آئين خود استوار بماند و در اثر طول غيبت امامش، دلش را قساوت نگيرد، روز قيامت در كنار من خواهد بود.(7)

علامه طباطبايى در پاسخ به معترضين درباره طولانى بودن عمر امام مى فرمايد: البته عمر به اين درازى و بيشتر از اين بسيار بعيد مى باشد ولى كسى كه به اخبارى كه در خصوص امام غايب از پيغمبر اكرم(ص) و ساير ائمه اهل بيت(ع) وارد شده مراجعه نمايد، خواهد ديد نوع زندگى امام غايب را به طريق غيرمعمول معرفى مى كنند. (8)

شهيد سيد محمد باقر صدر در كتاب صدر در كتاب «بحث حول المهدى(عج)» مى نويسد: امكان منطقى دائره اش وسيعتر از امكان علمى است و امكان علمى در دائره اش وسيعتر از امكان عملى است. شكى نيست از نظر عقلى منطقى ممكن است عمر يك انسان هزاران سال باشد و مجال نيست و تناقضى هم فرض نمى شود زيرا مفهوم حيات مرگ سريعى در درون خود ندارد... اگر چنانچه پيرى و ضعف را نتيجه برخوردها و مقررات خارجى بدانيم ممكن است اظهار نظر كنيم كه هرگاه سلول هايى كه بدن انسان از آن ساخته شده از اين عوامل و برخوردهاى معيّن مصون بماند زندگى طولانى مى شود، و انسان از گردنه ى پيرى عبور مى كند و بر او غالب مى شود... ضمنا علم در حال پيشرفت است تا امكان نظرى را تدريجا به امكان عملى تبديل نمايد.(9)

از مواردى كه از پيشى گرفتن امورى بر علم و جريان طول عمر مهدى(عج) اشارت دارند
عبارتند از:

الف - معراج پيامبر اكرم (ص) شبانه از مسجد الحرام تا مسجد اقصى كه قرآن را بيان مى فرمايد(اسراء /1)

ب - حضرت نوح كه قرآن مى گويد 950 سال د ميان قوم خود زندگى كرد(عنكبوت 14)

3 - نسوختن ابراهيم در آتش در راستاى اقتضاى حكمت الهى و تعطيل قوانين طبيعى
(انبياء 69)

2 - فايده و نتيجه غيبت طولانى امام زمان(عج) چيست ؟

شهيد صدر در مقام پاسخ مى فرمايد: وقتى رسالت و مسئوليت روز موعود يعنى روز ظهور امام زمان(عج) با اين حجم باشد كه جهان پر از ظلم و جور(10) يعنى تغيير كامل و شاملى در آن رخ دهد و كيان اجتماعى را عوض كند. طبيعى است كه اين رسالت را بايد كسى بر دوش بگيرد كه شعور و ادراك روانى او، از تمام اين جهان هستى بزرگتر باشد اين كار از شخصيتى ساخته مى شود كه از مواليد اين جهان نباشد.

علاوه بر اين ها تجربياتى كه از تمدن ها و فرهنگ هاى پى در پى سرچشمه مى گيرد اثرى بزرگ در آمادگى فكرى و خبره نمودن قائد و رهبر دارد كه او را براى روز موعود آماده نمايد و اين شخصيتى كه ذخيره شده براى آخر الزمان است واقف و آگاه به همه نقطه هاى ضعف و قوت بشود تا داراى يك قدرت فوق العاده باشد كه امور اجتماعى را ارزيابى صحيح بنمايد.(11)

علامه طباطبايى در پاسخ به عدم نياز امام غايب مى نويسد: اينان به حقيقت لدنى امامت پى نبرده اند زيرا در بحث امامت روشن مى شود كه وظيفه امام تنها بيان صورى معارف و راهنمايى ظاهرى مردم نيست و امام چنان كه وظيفه راهنمايى صورى مردم را به عهده دارد همچنان ولايت و رهبرى باطنى اعمال را بر عهده دارد و او است كه حيات معنوى مردم را تنظيم مى كند و حقايق اعمال را به سوى خدا سوق مى دهد.(12)

3 - چرا امام زمان(عج) ظاهر نمى شود؟

پيروزى هر انقلاب اجتماعى به يك سلسله شرايط داخلى و خارجى بستگى دارد كه بدون آن شرايط پيروزى حاصل نمى شود و از اميتازات اجتماعى حضرت مهدى(عج) آن است كه آسمانى و خدايى است و جنبه آسمانى دارد و ارتباط به جنبه خارجى ندارد ولى جنبه اجرايى آن متكى به امور خارجى است و پيروزى آن بستگى به عوامل خارجى دارد.

هنگام ظهور امام زمان(عج) نيروها و آلات تخريبى از كار مى افتد: اين مطلب صحيحى است ولى سلاحهاى مدرن با روحيه شكست خورده فايده اى ندارد. يعنى آن روز اگر چه وسائل و امكانات جنگى زيادى در اختيار دشمنان امام زمان(عج) است اما روحيه آنها شكست خورده است.(13)

از طرفى ظهور و قيام مهدى منتظر(عج) بستگى به آمادگى ياران و اصحاب او دارد. تا وقتى كه جامعه دينى از نظر معنوى و روحى به آمادگى كامل نرسد به گونه اى كه حق و باطل خود را به صورت آشكار نشان دهد و ياران حق با عزم جزم جدى گام بردارند بايد انتظار كشيد. اما در پايان عاجزانه از خداوند مى خواهيم كه چقدر بايد انتظار مولايمان را بكشيم و به حضرتش مى گوئيم.

تو خود اى گوهر يكدانه كجائى آخر

كز غمت ديده مردم همه دريا باشد

از بن هر مژه ام آب روانست بيا

اگرت ميل لب جوى و تماشا باشد