توسعه ی فرهنگی استان هرمزگان

در کنفرانس جهانی سیاست های فرهنگی که در سال ۱۹۸۲ توسط یونسکو در شهر مکزیکوسیتی برگزارشد، مفاهیم و تعاریف فرهنگ، توسعه و بعد فرهنگی توسعه به صورت ضابطه مند تعریف گردید. در اعلامیه نهایی این کنفرانس بر این موضوع تأکید شده است که سه قدرت بزرگی که واقعیت هستی بشر و روند تاریخ را تعیین کرده اند، عبارتند از: دین ، دولت و فرهنگ.

بدیهی است این سخن را زمانی می توان درست سنجید که بتوان از این قدرت ها تعریف مشخصی ارائه و بر اساس سرشت تاریخی در جامعه مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. بدین صورت ما نه تنها سه مفهوم را در یک چهار چوب واقعی جامعه ای معین و توسعه در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی و بررسی می کنیم بلکه تنها بر اساس سرنوشت هر جامعه یعنی شکل گیری و تحول آن و به سنجش مشخص این سه مفهوم دست می یابیم.

مفهوم توسعه ی فرهنگی در اثر کوشش هایی که دردهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی قرن بیستم صورت گرفت، از رواج

چشمگیر در مباحث فرهنگی بهره مند شد که پس از کنفرانس جهانی سیاست های فرهنگی به تدریج میان دو مفهوم سیاست فرهنگ و توسعه فرهنگی پیوندی عملی برقرار شد. مفهوم سیاست های توسعه فرهنگی نشان می دهد که سیاست فرهنگی می خواهد فرهنگ را توسعه و در اختیار مردمان بیشتری قرار دهد. براساس این دیدگاه توسعه را نمی توان به واقعیت در آورد؛ مگر آن که فرهنگ آن جامعه را ارج نهاد و امکاناتی فراهم کرد تا مردم بتوانند به یکسان از جلوه های فرهنگ موجود و فرهنگ تولید شده بهره مند شوند. آنچه مسلم است هر فرهنگی به طور مداوم تغییر می کند.

ممکن است این دگرگونی سریع یا کند باشد. نظر به این که فرهنگ از عوامل مختلفی تشکیل می شود و تغییر در یک قسمت بر قسمت های دیگر نیز اثر می گذارد؛ بعضی از دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که بسیاری از معضلات اجتماعی به این علت به وجود می آید که بعضی از قسمت های یک فرهنگ کمتر از سایر قسمت تغییر پیدا می کند.

ضرورت توسعه ی فرهنگی از دیرباز در کشورهای جهان سوم از آن جمله ایران امری اجتناب ناپذیر است. و خصیصه ی بارز جوامع در حال توسعه، همگامی عنصر توسعه در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. به نظر می رسد در نظام جمهوری اسلامی ایران پس از سرنگونی رژیم دو هزار و پانصد ساله ی پادشاهی اولویت توسعه سیاسی، رویکرد ولایت فقیه به عنوان تز پذیرفته شده جهت رونق بخشی به نظام سیاسی توسط امام راحل (ره) بر دیگر ابعاد توسعه پیشی گرفت و با ۸ سال دفاع مقدس و ویرانی های به جا مانده از جنگ ما را به توسعه اقتصادی دعوت نمود. پس از گذشت دو دهه از انقلاب شعار توسعه ی سیاسی اوج گرفت اما اکنون مسئولان اذعان دارند که باید اولویت را به توسعه ی فرهنگی داد. در میان این افت و خیزها ظاهراً همان ناهماهنگی در عرصه های مختلف توسعه بهترین پاسخ در جهت توسعه نیافتگی های در حال توسعه است و گویا این قرار تاریخ است که جوامع با آزمون و خطاهای فراوان قالب های توسعه را تجربه کنند. توجه جدی به سه عامل توسعه یعنی دین و دولت و فرهنگ می تواند ما را به توسعه فرهنگی برساند. بدین معنا که با گسترش فرهنگ در جامعه، دین و دولت با هم تلفیق می شوند و روند توسعه شکل می گیرد اما چنان که در مقدمه ی بحث گذشت تعاریف روز آمد این سه مفهوم اولین گام در جهت ایجاد توسعه به مبنای مطلق کلمه است.

امروز واژه ی فرهنگ سازی و کاربرد آن در سخنرانی ها و محافل علمی و آکادمیک حکایت از ضرورت تحول در

عرصه های فرهنگ را بر همگان آشکار ساخته و انتخاب الگوی توسعه را از اهمیت دو چندانی برخوردار نموده است. با اذعان به این معنا که همه ی جوامع از یک الگوی خاص توسعه پیروی نمی کنند و در الگو سازی باید به تطبیق هنجارهای سنتی و فرهنگی تن داد. البته شکل گیری ارزش های فرهنگی جدید، بر مبنای ارزش های سنتی یا عامل تضاد بین سنت و تجدد نیست.

ما در استان هرمژگان پس از جنگ تحمیلی شاهد گسترش روز افزون اقتصادی و تجاری و نوعی ناهمخوانی در عرصه ی توسعه ی فرهنگی بوده و هستیم ، از این رو با افزایش درآمد، آحاد جامعه از فرهنگ، تلقی کالایی نموده و به موازات رشد اقتصادی، عرصه ی خدمات و کالاهای فرهنگی با تقاضای بیشتری مواجه شد و این چیزی جز اقتصادی نگاه کردن به فرهنگ و توجه به اقتصاد فرهنگ نیست، طبیعتاً با عدم ارضاء این خواسته، بخش وسیعی از درآمدهای به دست آمده در این استان در استان های دیگر هزینه خواهد شد. بنابراین ضرورت دارد که دست اندرکاران فرهنگی استان با وحدت رویه به سیاست های فرهنگی کلان توجه نموده و در پی ریزی آن تلاش نمایند. تاکنون هیچ سیاست فرهنگی در این استان شکل نگرفته است و لازم است به جبران فرصت های از دست رفته پرداخت و شورای سیاست گزاری فرهنگی در سه عرصه دینی و دولتی و فرهنگی تشکیل گردد.

متاسفانه هنوز دو واژه بومی و غیر بومی از حافظــه ی مــردم این استان پاک نشده است و بر اساس آمار اخیر، در

قشر تحصیلکرده این استان چالش بین بومی و غیر بومی گسترش یافته است. این در حالی است که فرهنگ، مرزها را در نوردیده و دیگر این واژگان کارساز نیست.

امروز ما در دنیایی زندگی می کنیم که علی رغم تعصبات قومی و زبانی و دینی وجوه اشتراک و جنبه های پلورالیستی حرف اول را می زند. در عرصه فرهنگ باید به نیازهای مشترک مردم پاسخ داد و با استفاده از تمثیل اقتصادی عرضه و تقاضا به نظریه پردازی در عرصه فرهنگ پرداخت و اقشار مختلف جامعه بر اساس سلایق و علایق از جنبه فرهنگی ارضاء نمود و ارگان ها و نهادهای دولتی و غیردولتی در این استان تقویت شوند و دست اندرکاران امور اقتصادی و تجاری استان بخشی از درآمدهای خود را مصروف فعالیت های فرهنگی و دینی نمایند.

مطبوعات استان علی رغم افزایش نشریات هنوز لنگان لنگان به مسیر خود ادامه می دهد. کتابخانه های عمومی این استان وضع تاسف باری دارند. دانشگاه های این استان با افزایش تعداد دانشجو با چالش های مختلف فرهنگی و هنجاری روبه روست. برنامه های صدا و سیمای استان در سطح متوسط و ابتدایی تنظیم می شود و ارشاد اسلامی استان با همه زحماتی که در عرصه های فرهنگی متقبل می شود هنوز گمنام است. برخی از مکان های عرضه ی مطبوعات در این استان تبدیل به نوشابه فروشی شده است. و در تنها کتابخانه ی عمومی این شهر، نمایش مارهای ایرانی و آفریقایی جلوه ی بیشتری پیدا کرده است. در طول سه ماه زمستان، همایش در این استان شکل می گیرد که متاسفانه نشریات استان فقط به تهیه ی خبر و گزارش از برپایی همایش ها اکتفا می کنند. حال آن که بخشی از این نشریات باید به مباحث محتوایی این همایش ها اختصاص یابد بنابراین ضرورت تشکیل شورای فرهنگی کارآمد و روز آمد برهمگان آشکار می گردد.

این مقاله در سمینار بررسی زمینه های موانع و راه کارهای توسعه استان توسط نگارنده در زمینه توسعه

فرهنگی استان قرائت شده است.