حضرت زهرا(ع) از دیدگاه ابن ابی الحدید معتزلی

مقدمه

بزرگان دینی همواره از نقش خاص فاطمه زهرا(ع) و جایگاه رفیع او سخنان بسیاری به زبان آورده اند و به تبع آن بزرگواران، مورخان اسلامی و شارحان حدیث به بسط سخن پرداخته اند. چنان چه می دانید از شارحان نهج البلاغه، عبدالحميد بن ابى الحديد معتزلی است.(۱) وی به تناسب شرح خطبه ها و نامه های حضرت، رویدادهای تاریخ صدر اسلام را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. از جمله مباحث این کتاب، نگاه تاریخی و کلامی به شخصیت حضرت زهرا(ع) است.

ابن ابی الحدید در جای جای شرح بیست جلدی خود با صراحت تمام رأی خود را در موارد اختلافی بین شیعه و سنی پیرامون شخصیت والای فاطمه(ع) ابراز داشته و با رعایت انصاف در خصوص بخش وسیعی از زندگی آن حضرت به اظهار نظر پرداخته است. در این مقاله با استفاده از این کتاب، دیدگاه وی را جویا می شویم.

منزلت حضرت زهرا

تاریخ نگاران اسلامی توجه جدی رسول اکرم(ص) به دختر نمونه اش و تمجیدهای بلند او با تعابیری چون ام ابيها، بضعة منی، بهجه قلب رسول الله را بیان کرده اند و بر تحلیل آن بر این باورند که مقصود از این عبارات و مفاهیم

ارزشمند علاوه بر شایستگی حضرت فاطمه(ع) بیانگر شخصیت دادن به مقام زن و بازیافت عزت و اقتدار گم شده ی اوست. ابن ابی الحدید درباره ی منزلت حضرت زهرا(ع) می نویسد: همانا رسول خدا به حضرت زهرا توجه داشته او را دوست می داشت و به خاطر همین توجه و علاقه ی زیادی که به او داشت اوقات بیشتری را پیش او به سر می برد.

پیامبر اکرم او را بیش از آنچه که مردم می پنداشتند و معمولا پدران نسبت به دختران شان رعایت می کنند گرامی

می داشت تا آنجا که از مقدار معمول دوست داشتن پدر نسبت به فرزندان شان گذشته بود. نه فقط یک بار و در یک جا بلکه بارها و در جاهای گوناگون در حضور خاص و عام فرمود: او بانوی زنان جهانیان و همتای مریم دختر عمران است و به هنگام ورودش در صحرای محشر از سوی عرش خداوند، منادی فریاد می زند دیدگانتان را فرو بندید تا فاطمه دختر محمد(ص) عبور کند و این حدیث از احادیث صحیحه است.(۲)

عصمت حضرت زهرا (س)

از جمله مباحث کلامی در بین متکلمان مسلمان اثبات عصمت حضرت است که برخی از دانشمندان اهل سنت با

توجه به آیات وارده درباره ی فضائل اهل بیت(ع) و احادیث صحیح، معتقد به عصمت حضرت فاطمه(ع) هستند.

ابن ابی الحدید نیز با نقل سخنی از سید مرتضی الهدى(۳) و به پیروی از رسول خدا(ص) در وصف حضرت زهرا(ع) در پی اثبات عصمت آن حضرت برمی آید. وی از علم الهدی نقل می کند: دلیل گفته های ما آن است که آن حضرت از اشتباه و خطا محفوظ و از انجام کار زشت مأمون و در امان بود و کسی که دارای این ویژگی باشد، در پذیرش ادعایش نیازی به شاهد و بینه نیست.

اگر گفته شود برای این دو مطلب دلیل بیاورید. می گوییم: دلیل او فرمایش خداوند متعال است که فرمود: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا(۴) این آیه شریفه بنابر روایات متواتری که در این باره رسیده است گروهی را شامل می شود که فاطمه(ع) نیز از آن گروه است و اراده در اینجا دلالت می کند بر این که فعل اراده شده واقع گردیده است و همچنین دلالت می کند بر این مطلب فرمایش رسول خدا(ص) که فرمود: فاطمه بضعه منى من اذاها فقد اذانی و من اذاني فقد اذى الله عز وجل.(۵)

این فرمایش رسول خدا بر عصمت آن حضرت دلالت می کند زیرا آزردن کسی که گناهکار است، موجب اذیت و آزار

رسول خدا نخواهد بود بلکه مواردی که گنه کار مستوجب حد و تعزیر باشد، اجرای حدّ موجب خشنودی پیامبر اکرم(ص)

می باشد(6)

ازدواج حضرت زهرا (س)

چنانچه در بحار الانوار مرحوم مجلسی آمده است: پیامبر از طرف خداوند مأمور بود که در پاسخ خواستگاران

بگوید ازدواج فاطمه باید به فرمان خدا صورت بگیرد و او در این پوزش تا حدی پرده از چهره ی حقیقت برمی داشت.

اصحاب پیامبر(ص) فهمیدند که جریان ازدواج فاطمه(ع) سهل و آسان نیست و هر فردی هر چه هم شخصیت مادی داشته باشد نمی تواند با او ازدواج کند. شوهر فاطمه(ع) شخصیتی است که از نظر صدق، صفا، ایمان، اخلاص، فضائل معنوی و سجایای اخلاقی باید پشت سر پیامبر باشد و این اوصاف در شخصيتي جز على(ع) جمع نیست. برای امتحان علی را تشویق کردند از دختر پیامبر خواستگاری کند. ابن ابی الحدید نیز با نظر شیعه موافق است و می گوید(۷)

على(ع) با حضرت زهرا(ع) ازدواج نکرد مگر پس از آنکه خداوند متعال او را با شهادت و گواهی فرشتگان به عقد علی(ع) درآورد.(۸) آنچه که از تاریخ مستند اسلامی برمی آید حضرت علی(ع) تا وقتی که حضرت زهرا(ع) در قید حیات بود به خواستگاری دختر دیگری نرفت و ازدواج دومی اختیار نکرد ولی برخی معاندان در پی جعل حدیثی برآمدند که دال بر آن است که حضرت علی(ع) پس از ازدواج با حضرت زهرا(ع) به خواستگاری دختر ابوجهل عموی پیامبر (ص) رفته است این را از باب طعن درباره ی مولا نقل می کنند.

ابن ابی الحدید بر جاعلان این حدیث آشفته و به گونه ای گسترده در ردّ آن به قلم فرسایی پرداخته است. وی می نویسد:

از محمد بن مسلم بن شهاب زهری نقل شده که علی بن الحسین(ع) در برخورد با سور بن مخرمه هنگام بازگشت از شام گفته است حضرت علی(ع) با وجود فاطمه(ع) از دختر ابوجهل خواستگاری کرد.

سپس در رد حدیث می گوید: او -ابن شهاب زهری- نسبت به علی بن ابیطالب(ع) بغض و کینه داشته بر این اساس بیهوده گویی و دروغ و تهمت در سراسر حدیثش مشاهده می شود(۹) آن گاه به استناد سخنی از ابوجعفر اسکافی و سید مرتضی علم الهدی، ابوهریره را به عنوان جعل کننده حدیث معرفی می کند و می نویسد: استادمان ابوجعفر اسکافی یادآوری کرده که معاویه عده ای از تابعین را وادار کرد که اخبار و احادیثی زشت در نکوهش على (ع) جعل کنند که موجب بیزاری و نفرت مردم از او شود و برای انجام این کار پاداش فراوانی تعیین کرد. عده ای طبق دلخواه او احادیثی را جعل کردند. افرادی از صحابه مانند ابوهریره، عمر بن عاص و مغیره بن شعبه و از تابعین عروہ بن زبیر و افرادی دیگر در این کار اقدام کردند.(حدیث خواستگاری حضرت علی(ع) از دختر ابوجهل ابوهریره جعل کرده است. آن گاه ادامه می دهد این حدیث در صحیح مسلم و بخاری از سور بن مخرمه زهری نیز نقل شده است. سید مرتضی آن را در کتاب «تنزیه الانبیاء و الائمه» آورده و یادآور شده که راوی این حدیث شخصی به نام حسین کرابیسی است. این فرد به دشمنی نسبت به اهل بیت مشهور است. به عقیده من بر فرض که این روایات صحیح باشد، طعن و ایرادی بر امير المؤمنين(ع) وارد نمی کند زیرا اتفاق نظر و عقیده تمامی فقها آن است که فرضا اگر امیرالمؤمنین(ع) با دختر ابوجهل با وجود حضرت زهرا(ع) ازدواج می کرد کار خلافی نکرده بود، زیرا در عموم آیه جواز ازدواج با چهار زن(۱۰) داخل است.(۱۱)

در جای دیگر می نویسد:(12) از جمله معاندانی که این حدیث ساختگی را روایت کرده مروان بن ابی حفص(13) شاعر هارون الرشید است وی این خبر را در ضمن قصیده ای که در مدح هارون الرشید سروده بود گنجانیده و در مذمت و نکوهش فرزندان زهرا(ع) و امير المؤمنين(ع) مبالغه و اسرار ورزیده است در قسمتی از این قصیده آمده است:

وساء رسول الله اذ ساء بنته/ بخطبه بنت اللعين ابي جهل

قدم رسول الله جهز ابيكم/ على منبر بالنطق الصادق الفصل.(14)