شخصیت خودساخته

برای شناخت یک شخصیت علمی باید آثار او را خواند و برای درک آثار او باید شخصیت اش را واکاوی کرد. این امر را دور اول هرمنوتیکی گویند. همان دوری که در ایمان هم معنا دارد. از این رو قرآن می گوید: یا ایهاالذین آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله(نساء/136) یعنی همواره بر ایمان خود بیافزایید. یا در آیه ی دیگر فرمود: یرفعِ اللهُ الذین امنوا منکم و الذین اوتواالعلم درجات(مجادله/11) دین و دانش اموری افزودنی هستند. اتفاقا خواندن و نوشتن هم از این امر تبعیت می کنند. بر اثر تمرین و ممارست است که شما به خواننده ای ماهر یا نویسنده ای توانا تبدیل می شوید. هر چیزی به حسب اشتیاق و اهتمام آدمی است که شکل می گیرد و فزونی می یابد. جالب است این امور اگر بر اساس وظیفه و جبر باشد، روندش کُند می شود. تحولات فکری و تاریخی همواره مدیون انسان های مشتاق بوده است. شخص مورد نظر ما یعنی جناب استاد مصطفی ملکیان در همین دایره می گنجد او همه چیز را بر حسب اشتیاق و اهتمام فرا گرفته است. کل زندگی اش مرهون همین دو عنصر است. علومی چون فقه، فلسفه، کلام، روانشناسی و اخلاق را به صورت خودخوانده آموخته است. او زبان انگلیسی را هم بدون حضور در کلاس فرا گرفته است. یکی از حسن های استاد ملکیان این است که از کاربرد اصطلاحات خاص فلسفی پرهیز و مباحث مُغلق فلسفی را به زبان ساده و همه فهم تبیین می کند. این کار حاصل تواضع علمی و درک همه جانبه ی موضوعات فلسفی است یعنی هم خوب فهمیده است و هم خوب می تواند به دیگران انتقال دهد. وی همواره از تقسیم بندی و تفکیک پذیری مطالب بهره می گیرد تا مفاهیم مختلف و به ظاهر هم معنا را تشریح کند. تمام این ویژگی ها حاصل استقلال فکری ایشان است.

شخصیتی هایی چون دکترشریعتی، دکتر سروش، استاد مجتهدشبستری، استاد بهاء الدین خرمشاهی و... هم این گونه بوده اند. یعنی به اتکاء آموزه های آکادمیک راه خود را نپیموده اند. من بیش از این که شیفته ی این شخصیت ها باشم، همت شان را می ستایم. این ها مصداق بارز آن سخن حضرت علی(ع) هستند که فرمود قیمة کل امرء ما یُحسنه(نهج البلاغه ح 81) همان گزاره ای که سید رضی، گردآورنده نهج البلاغه را بر آن داشت تا ذیل جمله، کامنتی بگذارد و بگوید: هذه هی الکلمة التی لاتصاب لها قیمة و لاتوزن بها حکمة و لاتقرن الیها کلمة. جاحظ هم در برخورد با آن می گوید: اگر فقط همین کلام از حضرت داشتیم، کافی و شافی بود.(البیان و التبیین ص 87) البته برخی آن را مانند سخن پیامبر اسلام(ص) دانسته اند که فرمود: اکثر الناس قیمة اکثرهم علما و اقل الناس قیمة اقلهم علما(سفینة البحار ج 2 ص 219)

شخصیت های خودساخته تابع جوّ و جریان زمانه نیستند. بلکه گاه مخالف و منتقد وضع موجود هستند یعنی از وضع موجود به وضع مطلوب گام بر می دارند. آنها به موتیف و بن مایه ای دست یافته اند که در آنها جهشی ایجاد کرده است. موشکافی بُرشی از زندگی آنها کافی است تا در یابیم چگونه انسان های متفاوتی هستند. آدمیان این گونه ای نُرم زمانه را پس می زنند. نه خواندن شان حالت عادی دارد و نه انتخاب رشته ی تحصیلی شان تداوم یافته و نه نوشتن مطالب شان چون سبک دیگران است. با اندک دقتی در می یابیم که روش زندگی کردن شان هم متفاوت است. در پی جستن حقیقت به هر چیزی چنگ می زنند. برای آنها مهم نفس جستجو است رسیدن مهم نیست عشق و عطش پایان ناپذیری دارند. هیچ چیز آنها را سیر و یا سیراب نمی کند. به قول سهراب سپهری تمام عمرشان را در پی آواز حقیقت دویده اند. کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ/ کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم/ کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن/ پی آواز حقیقت بدویم. اتفاقا جناب ملکیان مصاحبه ی مفصلی دارد در مورد ایمان دینی با عنوان دویدن در پی آواز حقیقت(کیان سال دهم ش 52 خرداد و تیر 79)