نقش مناسک عاشورایی در اعتبارِ فردی و اجتماعی

مقدمه

در آغاز انقلاب اسلامی ایران که انقلابیون مست حضور بودند، یک شب در مراسم حسینیه‌ی اعظم زادگاهم، بندر دیر، شاهد اخراج گروهی از جوانان از مراسم سینه زنی عاشورایی توسط همین انقلابیون بودم. با این که نوجوانی بیش نبودم، این طرد به مذاقم خوش نیامد و ناراحت شدم. آن خاطره‌ی تلخ که در کتاب «خاک غریب» هم به آن اشاره کرده‌ام، بهانه‌ای برای قلمی کردن مطلب فعلی است.

در آن کتاب آمده است: این بار دیدم افراد دیگری رشد کردند. آنهایی که با مسجد و منبر آشنا بودند هر چند گاه گروه اول هم در مساجد و حسینیه‌ها می‌دیدم. آرام آرام نسلی که انقلاب کرد آنها را از مسجد و حسینیه راند. و این را یکبار خودم در حسینیه‌ی اعظم دیّر شاهد بودم که اندکی ناراحت شدم. ناراحتی از این جهت که شاید حضورشان در حسینیه و مسجد به نوعی توبه‌ی پنهان محسوب شود و آنها هم بتوانند سهم‌شان را از این محافل بگیرند. چنان که افراد دیگری هم که به این مجالس می‌آیند از گرایش‌های مختلف برخوردارند. یکی برای پاداش، دیگری برای خودنمایی و شاید یکی برای سرپوش گذاشتن بر زشتی‌هایش. بنابراین تنوع در فلسفه‌ی حضور اقتضا می‌کند که ما کسی را از این مراسم و محافل نرانیم. مگر ما نمی‌گوییم بازا بازا هر آن چه هستی بازا چون درگه ما درگه ناامیدی نیست. مسجد و حسینیه درگه الهی‌اند که می‌توانند در فرد تحولی ایجاد کنند و مسیر زندگی شان را دگرگون نمایند. ما چه می‌دانیم شاید بخش وسیعی از توبه ها و تصمیم به انجام خوبی‌ها در همین مجالس شکل می‌گیرد.(1) یعنی مراسم و مناسک مذهبی خصوصا عاشورایی نقش عمیقی در اعتباربخشیِ فردی و اجتماعی دارد.

یادآوری این نکته هم حائز اهمیت است که طرح این مسئله به معنی پذیرش خرافه‌ها و ناسخته‌های این گونه مراسم نیست. چرا که نگارنده‌ی این سطور، پیش از این در چند مقاله در پی پیرایه زدایی‌های عاشورایی برآمده است.

اسطوره‌ی عاشورا

محکم ترین پشتیبان و پشتوانه‌ی شیعیان، تبدیل کردن حادثه‌ی کربلا به یک اسطوره برای تمام دوران است. هر قومی در پی اسطوره سازی برای هویت بخشی خود در بستر تاریخ بوده است. فاجعه‌ی کربلا درام عظیم تاریخی و مذهبی در شیعه است که توان و شأن اسطوره شدن دارد. شیعیان خوب دریافته اند که با اسطوره‌ سازی می‌توان نهضتی را زنده نگه داشت. از این رو نه فقط در ایران بلکه در عراق، هند و پاکستان چنین گرایشی وجود دارد.

اسطوره‌ها کارکردهای نمادین دارند و حفظ این نمادها امری ضروری است. برافراشتن پرچم سیاه و سرخ، شبیه سازی، علم گردانی، روضه خوانی و سینه زنی و زنجیرزنی بیانی روشن از همین نمادها هستند و از نظر روان شناختی پذیرش یک واقعه از طریق نمادها به مراتب آسان تر است.

مهمترین عنصر در جذب نمادهای اسطوره‌ای، هویت سازی است. از این رو مردم برای حفظ هویت مذهبی و فرهنگی در پرتو نمادها، تردیدی ندارند که باید از تمام امکانات گذشته و مدرن در جهت تقویت و پیشبرد مناسک بهره گرفت. به رغم این که جهان امروز در پی یکسان سازی و جهان وطنی پیش می رود اما از آن سو، عوامل هویت ساز نیز فعّال هستند. پیوستن به نشانه‌ها و نمادهای قومی و مذهبی در قالب مناسک و مراسم، امری اجتناب ناپذیر است.
از طرفی اسطوره‌ها آثار روانی و اخلاقی بسیاری در پی دارند. در مقابل هجوم بی وقفه‌ی یأس و ناامیدی‌های زیستی زمانه، وجود این نوع مراسم یک نوع حس مقاومت در افراد ایجاد و تا حدودی آنها را واکسینه می‌کند. بروز بیماری‌ها و وجود ویروس‌های ناشناخته، ضرورت توسل به اسطوره‌ها را بیشتر کرده است. شفاطلبی و عافیت خواهی، سکه‌ی رایج خواسته‌ها و دعاها در این نوع مراسم و مناسک است.

مناسک مذهبی

مناسک و تشریفات جزیی از دین‌اند. آنها ما را از لحاظ روانی به دیگران و به میراث فرهنگی مشترک خود نزدیک‌تر می‌کنند. و این امر یگانگی ما را به منبع مفروض هر نوع خیر و نیرو تضمین می کند و باعث می‌شود احساس کنیم که می‌توانیم حتی بر مرگ غلبه کنیم. آیین جنبه‌ی مهم ایمان است که در حین غم و اندوه نقشی سازنده ایفا می‌کند. به عبارتی، آیین برای آن که حسّ امنیت ایجاد کند معانی سازنده‌ی جدیدی به دست می‌دهد باید به نحوی سازنده از خود بیگانه کننده باشد به تعبیر دیگر، آیین شخص را از هیجاناتش دور می‌کند و باعث می‌شود که به جهان بازگردد. فرایندی که مانع خودنگرانی وسواسی است... در سطح دیگر، آیین‌ها ایجاد ساختار می‌کنند حمایت اجتماعی پدید می‌آورند و اغلب باعث دوری از غم و اندوه می‌شوند. تشریفات رسمی موجب می‌شود که افراد داغدیده درد فقدان را از سر بگذرانند. مرگ زندگی بازماندگان را تلخ می‌کند و ایدئولوژی و آیین مذهبی می‌توانند ثبات را به زندگی ماتم زدگان بازگردانند.(2)

نعیمه پورمحمدی در کتاب «علوم شناختی دین» می‌نویسد: مناسک مدت‌ها است هدف تحقیقات گسترده‌ی علمی، به ویژه در رشته‌ی مردم شناسی دینی، است... دانشمندان علوم شناختی دین، مناسک را همچون رفتاری طبیعی که با سوگیری‌های شناختی یا فرهنگی ما به شدت مرتبط است، می‌شناسند و مناسک را از همین وجه شناختی‌اش دنبال می‌کنند.(3)

وی با توجه به پژوهش‌های فراوانی که در این عرصه صورت گرفته است، ده مورد از کارکرد مناسک و آیین‌های مذهبی را برشمرده است که عبارتند از: 1- فقدان سازوکار علیّ مناسک 2- دستورالعمل دقیق، سخت، پرتکرار و پرمرحله‌ی مناسک 3- دفع خطر و دفع طرد اجتماعی با اجرای مناسک 4- نظام شهودی یادگیری مناسک 5- عنصر فراطبیعی در مناسک مذهبی 6- مناسک آموزه‌ای و مناسک نمایشی/ مناسک پرتکرار و مناسک برانگیزاننده 7- کارکرد ضد اضطراب مناسک 8- کارکرد علامت دهی پرهزینه‌ی مناسک 9- کارکرد افزایش یا کاهش اعتبار مناسک 10- کارکرد تقویت پیوندهای درون گروهی مناسک.(4)

اعتبار فردی و اجتماعی

در میان ده مؤلفه‌ای که دکتر نعیمه پورمحمدی عنوان کرده است با توجه به عنوان بحث، سه مورد آن یعنی کارکرد ضد اضطراب مناسک و دفع خطر و دفع طرد اجتماعی و کارکرد تقویت پیوندهای درون گروهی مناسک، برجسته می‌شود.

مناسک بر روی فرد تأثیرات روان شناختی حیاتی همچون کاهش اضطراب در مواجهه با بی اطمینانی، تنظیم عاطفی و بهبود بهزیستی روانی دارد.(5) ریچارد سوسیس و همکارانش نمونه‌ای از زنان را در طول جنگ بررسی کردند و دریافتند که میزان بیشتر تلاوت کتاب مقدس در میانشان با میزان کمتر اضطراب رابطه‌ی مستقیم دارد. همچنین دریافتند زنانی که در طول جنگ، مراسم منظم تلاوت داشتند، پس از جنگ استرس و فشارهای کمتری تحمل می‌کردند. از این رو به این نتیجه رسیدند که مراسم به بازیابی حس تسلط بر زندگی و مهار آن و مواجهه با اضطراب‌ها و فشار روانی کمک می‌کند.(6)

تحقیقات علوم رشدی و شناختی نشان می‌دهد که ویژگی‌های منحصر به فردی در کنش‌های مناسک وجود دارد که باعث می‌شود احتمال تکثیر و انتقالشان به شدت افزایش یابد. یکی از این ویژگی‌ها دفع خطر است... ویژگی دیگری که باعث تکثیر و انتقال وافر مناسک است، دفع طرد اجتماعی با انجام دادن مناسک است. رفتارهای تقلیدی، خطر طرد گروه را برطرف می‌کند. بنابراین؛ تهدید طرد اجتماعی و از دست دادن موقعیت در گروه انگیزه‌ای قوی است که مردم به سمت تقلید از مراسم و آیین ها بروند تا مطمئن شوند چتر گروه بر سرشان همچنان گسترده خواهد ماند.(7)

شرکت در مناسک کمک می‌کند اشخاص پیوندهای درون گروهی‌شان را تحکیم و از آن محافظت کنند. مناسک اجرا شده بخشی از خاطرات مشترک همه‌ی اعضای گروه است که میانشان عواطف مشترکی ایجاد می‌کند که ناشی از این نوع تجربیات فیزیولوژیکی است. اجرای این مناسک چنان هویت گروهی‌ای می‌سازد و آن را تحکیم می‌کند که اگر تهاجم یا خطری گروه را تهدید کند هر شخص حاضر است برای گروه فداکاری کند و بمیرد، چرا که خود را عضو گروه حساب می‌کند.(8)

عزاداری مظهر اتّحاد

پیش از آغاز ماه محرم، اعضای هیئت‌های عزاداری، در فضایی بسیار عاطفی و صمیمی، تمام لوازم سینه زنی و زنجیر زنی که معمولا در انبار حسینیه‌ها و مساجد نگه داری می‌شود؛ غبار روبی و بازسازی می‌کنند. و در جلسات متعدد، مسئولیت هر فردی مشخص می شود. سیاه پوشی حسینیه‌ها و گذرگاه‌های منتهی به آنها از اولین اقدامات افراد هیئت است. پس از آن با برگزاری مقدمات اولیه چون پرچم گردانی و دمام زنی، مردم را به این مراسم دعوت می‌کنند. مردم مناسکی را که برای اجرایش بسیار کوشیده‌اند، برای خود بسیار کارآمد و معنادار تفسیر می‌کنند.

موارد سه گانه‌ای که در بخش قبلی بیان شد بر آیین عاشورایی هم قابل تطبیق است. اولا با خواندن زیارت عاشورا و دیگر ادعیه‌ی وارده در مساجد و محافل حسینی، شیعیان احساس امنیت روانی بیشتری پیدا می‌کنند. در این مراسم علاوه بر زیارت خوانی، ذکر مصیبتی هم صورت می‌گیرد.

اعضای هیئت خود را برای برگزاری مراسم سینه زنی و زنجیرزنی آماده می‌کنند. معمولا مراسم از حسینیه و مسجد محل شروع و مسیرهایی انتخاب و حرکت صورت می‌گیرد. در این مسیر افرادی به جمع هیئت می‌پیوندند و دیگران اعم از زن و مرد، هیئت را همراهی می‌کنند.

تمام این مراتب و مراسم در جهت اتحاد و همدلی صورت می‌گیرد. مردمی هم که هیئت را همراهی می‌کنند، با زدن بر سر و سینه و ریختن اشک، به گونه‌ای خود را شریک ماجرا می‌دانند. این آیین‌ها در روزهای تاسوعا و عاشورا به اوج خود می‌رسد. خصوصا وقتی که با تعزیه و شبیه سازی همراه باشد.
دیوید پینالت در فصل هفتم کتاب «اسب کربلا» می‌نویسد: به علت برگزاری مراسم باشکوه شبیه ذوالجناح در شهر له پایتخت لداخ هند و حضور پررنگ ساکنان اعم از شیعه و سنی و بودایی نوعی اتحاد و همبستگی در میان آنان ایجاد شده است.
مؤلف که بارها به شهر له رفته است، می‌گوید: تا جایی که من می‌فهمم، این آیین نه تنها تنش‌ها را از بین مسلمان‌ها و بودایی‌ها کاهش می‌دهد بلکه میان خود مسلمان‌های شهر، بین شیعه و سنی نیز میانجیگر است. این آیین به صورتی برگزار می‌شود که تا حد مشخصی بتواند نمایشی از آشتی طایفه‌ای نشان دهد و در عین حال تمایزات میان طوایف(مشخص‌تر از همه میان شیعه و سنی) حفظ و برجسته شود.(9)

--------------------------------

1- خاک غریب ص 47

2- روان شناسی دین، ترجمه محمد دهقانی ص 325

3- علوم شناختی دین ص 227

4- همان صص 227-254

5- همان ص 239

6- همان ص 241

7- همان ص 234

8- همان ص 247

9- اسب کربلا ص 250