نماز از افراط تا تفریط
نماز از افراط تا تفریط
شکی نیست که یکی از نشانه های فرد مسلمان روی آوری به قبله و خواندن نماز در پنج نوبت است. این امر از آغاز دینداری تاکنون از سوی عالمان و فقیهان فریقین مورد تشویق و ترغیب بوده است. نماز و عبادت، در مدینه با توجه به گسترش دایره ی مسلمانی و استقبال مدنی ها از پیامبر اسلام(ص) ساز و کار عبادت شکل منسجمی به خود گرفت و درخواست پیامبر برای داشتن قبله ای مستقل، مستجاب گردید و از آن پس مسلمانان به سوی کعبه نماز گذاردند. از طرفی تردیدی نیست که در دهه های اخیر به دنبال تغییر نگرش نسبت به مذهب، نوعی تساهل و تسامح در خواندن نماز و یا ترک آن در میان پاره ای از مسلمین خصوصا جوانان ظهور کرده است. از این رو یکی از دغدغه های خانواده های مذهبی به چالش کشیدن
استعانت از صبر و صلاة برای رفع مشکلات و توجه به خدا جنبه های گوناگون دارد. در روایات می خوانیم که امیرالمومنین علی(ع) هر گاه با مسأله ی مهمی مواجه می شد؛ به نماز می ایستاد و آیه ی فوق را تلاوت می نمود. (نور ج1 ص 140) درباره ی پیروان حضرت موسی(ع) نیز داستانهایی در باره ی خواندن نماز حاجت برای رفع نابسامانی ها آمده است.
نقل است ابن سینا هر گاه با مشکل علمی روبرو می شد دو رکعت نماز به جا می آورد. از ملاصدرا فیلسوف مشهور هم نقل است که در رفع ابهامات فلسفی به نماز خواندن روی می آورد و مشکل خود را حل می نمود(ر. ک اسرار عبادات- جوادی آملی)
دان کیوپیت پس از سالها تجربه و تحقیق به این نتیجه می رسد که اعمال مذهبی مثلا نماز خواندن را باید به خاطر خود عمل نه به خاطر نوع پاداش آتی انجام داد. چون انجام آن به خودی خود مطلوب است.(دریای ایمان ص 49)
البته برخی وعده ها تحققش آن جهانی است چرا که این جهان ظرفیت بروز آن را ندارد ولی مهم این است که ما در همین جهان آثار خوب و بد آن اعمال را مشاهده می کنیم مثلا در قرآن آمده است ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر (عنکبوت/45) پلشتی ها و بد کرداری ها دو امر این جهانی هستند و نماز خواندن مانع بروز آنها می گردد. حال اگر نمازی این اثربخشی را نداشت بیانگر این است که آن نماز حقیقی نیست. البته شاید بتوان گفت: نماز به درجات و پلکانی ما را از بدی ها و پلیدی ها باز می دارد ولی بهتر این است که نماز گزار به بدی ها رویکرد نداشته باشد. فلسفه ی روزه، دوری جستن از خواسته های نفسانی و شهوانی است اگر یک ماه تمرین ما را به خوردن بیشتر تشویق نماید اثر چندانی متوجه روزه نیست.
قرآن کریم در آغاز سوره ی بقره در بازخورد و مواجه با قرآن، انسان ها را به سه گروه متقین و کفار و منافقین تقسیم نموده و خصوصیات آنها را بر می شمرد. ولی در ادامه آنها را به گروه اول دعوت می کند و می فرماید: یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم لعلکم تتقون(بقره/ 21)
اولا دعوت های الهی به صورت کلی و عمومی است از این جهت فرمود: یا ایها الناس... این خطاب عام بیش از بیست بار در قرآن تکرار شده؛ چنان که هدایت هم به صورت عمومی(هدی للناس) آمده است.
ثانیا در آیه شریفه دعوت به عبادت می کند. به نظر می رسد عبادت در معنای عام کلمه هر گونه توجه به خدا را شامل می شود هر چیزی که در زندگی آدمی رنگ خدایی گرفته و با نیت الهی باشد؛ عبادت محسوب می شود.(بقره/138) نماز و روزه از مصادیق بارز عبادت هستند که قرآن کریم ما را به بهره گیری و استعانت از آنها فرمان داده است.(بقره/45)
تصور می رود آنچه جوانان را از نماز خواندن دور کرده است اعمال مسلمانان و مومنانی است که با جرئت و جسارت تمام در خلاف هدف و انگیزه ی نماز به کارهایی دست می زنند که نه فقط با نماز آنان سازگار نیست که گویا بویی از ایمان به خدا و آخرت هم در آن هویدا نیست. یعنی رفتاری بدون پشتوانه ی فکری و نظری و گاه در خلاف جهت عبادت بروز می دهند.