بخوانید و بنویسید**
بخوانید و بنویسید
یک نویسنده ی حرفه ای همان آماتوری است که تسلیم نشده است.(ریچارد باخ)
در سال 1398با چاپ کتاب سفرنامه ی هند، دوستانی به روایت خود از سفر و حضر پرداختند تا آنجا که یکی فرمود: من پنج سال در آلمان زیسته ام اگر بخواهم حوادث آن دوران را قلمی کنم؛ پنج جلد کتاب می شود. اما پس از گذشت شش سال، دریغ از یک یادداشت. تا این اواخر که کتاب خاک غریب از غربت خارج شد؛ باز برخی به صرافت افتادند که ما هم از روزگار پرفراز و فرود خود، حکایت ها در ذهن داریم. این بار هم، مشتاقان را به ثبت حوادث تشویق نمودم. باز دریغ از یک نوشته.
اشاره به این دو مطلب و آنچه اخیرا در جمع دانشجویان بیان کردم، ترغیب به ایجاد فضایی روایتگرایانه در رسانه هاست. چه که با مکتوب کردن مطلبی، می توان زندگی خود را به قصه تبدیل کرد تا در روزگار به ماندگار بماند. سرنوشت یک قوم به قصه سرایی گره خورده است. ملتی که قصه ندارد تاریخ هم ندارد. جهان امروز جهان حکایت هاست. و زمان به رُمان وابسته است. پس تا می توانید قصه بسرایید و حکایت خود را ثبت کنید. من اکنون دارم مجموعه داستان های کوتاه برگزیدگان جایزه ی اُ. هنری می خوانم تا روایت خود را بهتر بنویسم. شما هم بخوانید و بنویسید.
تا روشنایی بنویس جمله ی چند لایه ای است از یوحنای قدیس، شاید به این معنا که تا روشنایی داری بنویس. همچنین یعنی فعلا تا روشن هستی و زوال عقل سراغت نیامده بنویس. کسی از فردایش خبر ندارد. همین طور به این معنا هم هست که تا خود روشنایی(صبح) بنویس. پاسخی به آنها که ناتوانی در نوشتن را بهانه ی ننوشتن می دانند.(تا روشنایی بنویس، احمد اخوت ص ۹)