معنای وطن

عارف قزوینی می گوید: اگر من هیچ خدمتی دیگر به موسیقی و ادبیات ایران نکرده باشم، وقتی تصنیف وطنی ساخته ام که ایرانی از ده هزار نفر، یک نفر نمی دانست وطن یعنی چه. تنها تصور می کردند وطن شهر یا دهی است که انسان در آنجا زاییده شده باشد.(1)

با این گفته سرنوشت حدیث «حب الوطن من الایمان» معلوم می شود. اولا به عقیده ی بسیاری از محدثین و مفسرین قرآن این حدیث از پیامبر اسلام(ص) صادر نشده است.(2) و بر فرض صدور، به قول ابوالفتوح رازی، مراد از وطن مکه است که هنگام هجرت به مدینه از زبان پیامبر جاری شد.(3)

از سویی عارفان این حدیث را به مسکن یار و عالم ملکوت تأویل برده اند. چنان که مولوی می سراید:

مسکن یار است و شهر شاه من پیش عاشق این بود حب الوطن

از دم حب الوطن بگذر مَایست که وطن آن سوست جان این سوی نیست

گر وطن خواهی گذر زان سوی شط این حدیث راست را کم خوان غلط

شیخ بهایی هم در کتاب نان و حلوا می گوید:

گنج علم «ما ظَهَر مَع ما بَطَن» گفت: از ایمان بود حُبُّ الوطن

این وطن، مصر و عراق و شام نیست این وطن، شهریست کان را نام نیست

زانکه از دنیاست، این اوطان تمام مدح دنیا کی کند «خیر الاَنام»

حبِّ دنیا هست رأس هر خطا از خطا کی می‌شود ایمان عطا

ای خوش آنکو یابد از توفیق بهر کاورد رو سوی آن بی‌نام شهر

تو در این اوطان، غریبی ای پسر! خو به غربت کرده‌ای، خاکت به سر!

آنقدر در شهر تن ماندی اسیر کان وطن، یکباره رفتت از ضمیر

رو بتاب از جسم و جان را شاد کن موطن اصلی خود را یاد کن

----------------------------------------------

1- دیوان ص 334

2- مستدرک سفینة البحار ج 10 ص 375 و اعیان الشیعه ج 1 ص 301

3- روض الجنان ج 17 ص 299