28
بعد از خاک غریب(28 )
مفهومسازی(1)
گاه در زندگی، ذهنم مشغول اموری میشود که تصور میکنم تاکنون کسی بدان نپرداخته است. اشاره به آن جزو خاطرات فکریام محسوب میشود. لذا از یادآوری آن لذّت میبرم و تصمیم میگیرم مخاطب را در این شادی شریک کنم. برای نمونه، مفهومسازی از شگفتیهای معرفتشناسی معاصر است. متن زیر در راستای توضیح و تبیین این نظر تدوین شده است.
برای فیلسوف کار دشواری است که واژهها را از کاربردی که بدان آلوده شدهاند پاک کند. پیش از این، افلاطون زحمت بسیاری را متقبّل شد تا مفهوم عدالت را از زبانبازیها و نحوهی کاربرد گمراهکنندهی سوفسطائیان جدا سازد.(1) اما در دوران معاصر به جای تقبّل این زحمت، بزرگان، مفهوم یا واژهی جدیدی را اختراع میکنند و روی آن مانور میدهند.
برجستگی و فرهیختگی یک اندیشمند، به خلق واژه و مفهومی است که پیش از این در فرهنگ مفاهیم و واژگان ثبت نشده است یا این که مضامینی در گذشته طرح شده است، اما به گستردگی و تلقی امروزین نبوده است. دانشمندان پس از آفرینش یک مفهوم و تعریفِ آن، دیگران را به چالشی عمیق در مورد آن مفهوم سوق میدهند و به این ترتیب دانش بشری گسترش مییابد و این دانشافزایی سبب توجّه و رغبت دیگران برای ایجاد مفهوم جدید میشود.
تردیدی نیست، از لحظهای که بشر از وجود برترین سپهر عقلانیت (مفاهیم کلی) آگاهی یافت در صدد این برآمد که ببیند سرشت این سپهر عقلانی چه گونه است؛ کوشید بداند این تصوّرات ممتاز امتیازهای خود را از کجا میگرفتهاند و در حدّی که خیال کرد علل این پدیده را کشف کرده است خودش شروع کرد این علل را به کار انداختن تا بتواند، با اتکاء به نیروهای خودش، آثار و نتایجی را که در آنها نهفته بود بیرون بکشد؛ یعنی که این حقّ را به خود داد که خودش مفهومهایی را بسازد. چنین بود که استعداد مفهومسازی در فرد نیز به کار افتاد.(2) حال با پارهای از این اولینها در مفهومسازی آشنا شوید.
مثلاً تزوتان تودوروف بلغاری- فرانسوی اصطلاح روایتشناسی را وضع کرد و از آن زمان تاکنون کتابهای بسیاری در رشتهی روایتشناسی نوشته شده است. یا ماکس وبر مفهوم رهبر کاریزماتیک را ابداع کرده است و به عنوان بینظری ارزش شناختی، آن را هم به قامت پیامبران یهودی راست دانسته و هم بر قامت رهبران عوام فریب آمریکایی نظیر های لانگ.(3) اصطلاح رستاخیز کلمات در اصل گویا از ابداعات شاعر فرانسوی مالارمه است، ولی صورت تخیّلی و نظریهپردازانهی آن محصول کارگاه ذوق و اندیشهی صورتگرایان روس است. اینان بودند که متوجه شدند کلمات در زبان روزمره حالت مرده و غیرفعّال به خود میگیرند و از رهگذر کاربرد شاعر است که آن مردگی و ناکارایی، چهره دگرگون میکند و با حیاتی نو وارد زندگی و محیط هنری عصر میشود.(4)
اوتوپیا یا آرمانشهر و مدینهی فاضله: این واژه اولین بار توسط سر توماس مور، فیلسوف و سیاستمدار انگلیسی، در سال 1516 در کتابی به همین نام ثبت شد. او جامعهای خیالی و آرمانی را ترسیم کرد که در آن عدالت اجتماعی، برابری، مالکیت اشتراکی و فضیلت اخلاقی برقرار است. اما این ایده از زمان افلاطون تاکنون توسط هر فیلسوف و متفکری مورد اندیشه قرار گرفته است که آیا چنین آرمانی بنا شده بر زمین و نه در بهشت چه شکل و چه قانونهایی باید و ممکن است داشته باشد.
-----------------------------------------
1- اخلاق، آلن بدیو ص 63
2- صور بنیانی حیات دینی ص 606
3- خاطرات ریمون آرُن ص 109
4- رستاخیز کلمات، شفیعی کدکنی ص 131