مقاومت در ماندن
مقاومت در ماندن
کمتر نشریهی استانی سراغ دارم که میانسالی را تجربه کرده باشد. اما ندای هرمزگان این تجربه را با مدیریت جناب غلامحسین عطایی دریایی داراست. بر سر موضع بودن و چالشهای مدیریتی و سیاستی گوناگون و متنوع یک استان را تحمل کردن هنر میخواهد. باید روزنامهنگاران و سردبیران کارامد و باتدبیری هم داشته باشی که با تو همراهی کنند. و مقاومت در ماندن را برایت رقم بزنند.
حاصل تمام این همتها و تلاشها عبور از سنگلاخهایی است که آدمی را خسته و کوفته و فرسوده میکند.
اکنون که روزنامه را دنبال میکنم درمییابم که هنوز صفحهی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن گشوده است و نویسندگان و پژوهشگران استانی صفحات آن را قلمی میکنند. و برای من که مدت سه سال است که استان را ترک کردهام یک ستون ماندگار شده است. چرا که بخش دوم کتاب "خاک غریب" با عنوان "بعد از خاک غریب" را هر از گاهی مینویسم و پاره ای از خاطرات دوران بازنشستگیام را یادآور میشوم.
بارها گفتهام که تمرین نوشتن از نگارش در روزنامهها و نشریات شکل میگیرد و برای افرادی که شیفتهی مکتوب کردن آثار و خاطرات خود هستند، باید به این رسانهها وابسته شوند. نویسندگان بزرگی چون کازانتزاکیس یونانی و همینگوی آمریکایی و دیکنز بریتانیایی از طریق همین رسانههای جمعی به شهرت نویسندگی رسیدند. از نویسندگان داخلی هم شخصیتهایی چون هدایت، شاملو، گلشیری و.... حاصل همین مراودات مطبوعاتی هستند. جالب است بدانید شهرت استاد مرتضی مطهری پیش از انقلاب اسلامی، مرهون حضور در نشریهی زن روز بود که دو کتاب مساله حجاب و حقوق زن در اسلام او در ستونی از این ماهنامه به چاپ میرسید. بماند که شهادت آن بزرگوار در آغاز انقلاب بر این شهرت افزود و او را به عنوان روحانی خوشفکری معرفی کرد که درد دین داشت.
در هر صورت مقاومت برای حضور در صحنهی سیاسی و فرهنگی یک استان، هنری است که از مدیریت و دستاندرکاران روزنامهی ندای هرمزگان برمیآید. همواره برای آنان آرزوی ماندگاری میکنم.